خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
619
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
سودهاى زودگذر مغرور شده و از مجازاتهاى ديرپا و اخروى غافل باشد ، اما گروهى ضررهاى زودگذر را بر منافع پايدار ترجيح مىدهند يا ستمكار براى ستم خود عذرى تراشيده باشد ، مانند آنكه بگويد از روى سهو ، يا اجبار يا اتفاق مرتكب جور شدم . همچنين ممكن است جائر ، توانايى دفع سخن كسى را كه به او ظلم نموده يا توانايى از بين بردن حاكمان را داشته و يا اطمينان دارد كه حاكم به او ميل داشته و جانب او را در محاكمه خواهد گرفت و يا به دليل آنكه او شخصى با ورع و تقوى بوده و يا ضعيف الحال و يا بىنياز است ، كسى گمان نبرد كه او شخصى ستمكار است . 2 - امورى كه مربوط به مظلوم و ستمكش است . اين امور عبارتاند از : الف - به خاطر ضعف او يا به سببى ديگر يا نداشتن ياور ، حشمت و جاه او از بين مىرود . ب - از ستم ، ضررى به او وارد نمىشود . ج - آنچه مطلوب ستمكار است ، نزد اين فرد ستمكش ، بيش از ستم اوست . د - به سبب دوستى يا خويشاوندى ، مسامحه به خرج مىدهد . ه - يا به آسانى عذر او را قبول مىكند . و - شخص ستمكش از اشخاصى است كه حاضر به تظلم و دادخواهى نيست و اين يا به خاطر بزرگى همت اوست و يا به خاطر شرم و يا به جهت ترس از رسوايى است . ز - ممكن است عادت او ، دعوى باطل و لجاجت بوده تا به اين سبب سخنش را بشنوند . ح - علت عدم مراجعهء او به حاكم براى رفع ستم ممكن است اين باشد كه در موارد مشابه قبلى كسى از احكام به داد او نرسيده است . و يا حاكم و مردم كينهء او را به دل دارند و يا او قصد كرده كه ستم ديگرى در مقابل ستم ستمكار مرتكب شود مانند كشتن دزد . و يا آنكه در معرض ستم ديگرى است ، مانند بردن مال كسى كه در معرض تاراج و مصادره است . ط - ممكن است علت تجاوز و ظلم به چنين فردى ، لذت باشد ، مانند ستم بر غريبان و غافلان كه زود آه و ناله سر مىدهند . كودكانى كه ديوانهاى را مورد ستم قرار مىدهند و مىرنجانند ، از همينروست ظلم بر كسى كه داراى حلم و صبر فراوان بوده ، و به جهت